
سرمشق های آب بابا یادمان رفت رسم نوشتن با قلم ها یادمان رفت از روی کوکب بارها املا نوشتیم اما حسین فهمیده ها را یادمان رفت از روستا گفتیم و از صدق و صفایش اما صفای جبهه ها را یادمان رفت هی دم زدیم از یاد یاران و شهیدان اما وفای بر شهیدان را یادمان رفت از روی مردی شهادت مشق کردیم اما خداییش حفظ غیرت یادمان رفت شعر خدای مهربان را حفظ کردیم اما خدای مهربان را یادمان رفت...
ادامه مطلب
از سفر برگشته مردی از تبار کربلالاله ای روییده شد در لاله زار کربلااز سفر برگشته آن لبیک گویی که به شوقبود با هیهات من الذله یار کربلاذکر او یا لیتنی کنت معک با اشک چشمدر محرم بود هر جا سوگوار کربلاغنچه خندان ما لب تشنه پرپر شد ولیشد شکوفا بارها در نوبهار کربلانام او جاوید میماند چو عاشوراییاننام او در عاشقان بی شمار کربلابود بر پیشانی اش نام حسین بن علیشد به غربت پاکباز و پاسدار کربلاتا غبار غم زداید از ضریح زینب، اوشد اباالفضلی دگر در کارزار کربلااو علی اکبری دیگر شد و در ماه خونکرد جان خویش را آسان، نثار کربلاما رایت الا جمیلا در نگاهش جلوه کرد...
ادامه مطلب